محمدرضا جبارى

465

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

انجام هرگونه اقدامى بر عليه شيعيان سست گردند . 8418712 خ 0 166 خ اين طرح دوگانه « ابو جعفر عمرى » را مىتوان در چندين روايت ملاحظه كرد . در روايتى آمده كه شخصى از همدان ، موسوم به « قلانسى » از سفير اول درباره جانشين امام عسكرى عليه السّلام پرسش كرد ؛ و او پاسخ داد : « امام عسكرى عليه السّلام درگذشت ؛ لكن جانشينى در ميان شما نهاد كه گردنش شبيه اين است » ؛ و با دست ، ضمن نشان دادن اندازه گردن او ، بيان كرد كه او به بلوغ و رشد رسيده است ! 9418712 خ 0 167 خ هم‌چنين بنا به نقل كلينى ، صدوق و شيخ طوسى ، هنگامى كه عالم معروف ، « عبد الله بن جعفر حميرى » ، از ابو جعفر عمرى درباره پسر امام عسكرى عليه السّلام پرسش كرد ، وى همين عبارات را به كار برد . اين در حالى بود كه در وقتى ديگر به وى گفت : « صاحب الامر عليه السّلام هر سال در مناسك حج شركت مىجويد و مردم را مىبيند و آنان را مىشناسد ؛ در حالى كه ديگران او را مىبينند و نمىشناسند ! » ؛ و افزود : « امام را در كنار كعبه مشاهده كردم در حالى كه جامه خانه خدا را در دست گرفته و دعا مىكرد كه : خدايا انتقام مرا از دشمنانم بگير ؛ و يا در حالى كه مىفرمود : خدايا آنچه را كه به من وعده كرده‌اى محقق فرما ! » 0518712 خ 0 168 خ با اين حال وى و پدرش در كنار اثبات وجود حضرت براى سران شيعه ، به آنان هشدار مىدادند كه در كشف نام او اصرار نورزند ! و اين مسأله را بدين صورت تعليل مىنمودند كه مقامات دولتى قانع شده‌اند كه امام عسكرى عليه السّلام بدون جانشين وفات نموده است ؛ اگر آنها نام و مكان آن حضرت را دريابند به جست‌وجوى او پرداخته و جان ايشان و وكلايشان را به خطر مىاندازند . 1518712 خ 0 169 خ در راستاى همين سياست بود كه سفير دوم ، ضمن ارائه توقيع ناحيه مقدّسه به شيعيان ، آنان را از طلب نام و نشانى امام عصر عليه السّلام نهى نمود ! در اين توقيع چنين آمده بود : « از تو ، اى محمد بن عثمان ، درباره اسم مىپرسند ! بگو يا سكوت مىبايد و بهشت و يا كلام و آتش ! چرا كه شيعيان اگر نسبت به اسم آگاهى بيابند آن را فاش سازند ؛ و اگر مكان را بدانند آن را آشكار كنند ؛ و دشمنان را بدان راهنمايى نمايند ! » . 2518712 خ 0 170 خ « ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى » ، پس از حدود چهل و چند سال نيابت و بابيّت ناحيه مقدّسه مهدويّه ، به روزهاى واپسين عمر خود نزديك شد . در اين برهه ، لازم بود كه سازمان عظيم وكالت و رهبرى شيعه را به دست فردى مورد اطمينان كه مورد تأييد ناحيه مقدّسه نيز باشد بسپارد . با وجود آن‌كه در ميان دستياران وى ، افراد مبرّزى